برچسب: گمشده,
نویسنده: کامیار احمدی
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
;I need to feel he's masculinity on my skin
.Come right at me
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
یه حسی توم میگه به خدا اگه ببینمش میزنمش!!
البته گه زیادی میخوره، عمرا ازم بر نمیاد.
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
دوست خیالی داشتن اتفاق بدی نیست.
اما بعد از بیست سالگی شاید نه..
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
It's not easy being mad at him and missing him at the same time.
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
وقتی تنهایی رو کامل میفهمی، که اون یه نفریم که جسته گریخته باهاش حرف میزدی دیگه نباشه.
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
همه میدونن هرچی باشه، شب بخوابم صبح پاشم یادم میره، میگذرم.
اون کاری کرد که بعد چند ماه هنوز از فکرش به جوش میام; ناخودآگاه نمیتونم ازش بگذرم.
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
_ چرا بوی سیگار میدی؟
_ چون کشیدم.
_ خوب نیست، نکش.
_ کی گفته؟
_ همه میگن.
_ همه بگن. تو از جانب خودت حرف بزن.
_ خب خوب نیست دیگه. ضرر داره.
_ نکشیده ضرر دیدی؟
_ بقیه دیدن.
_ بقیه یه هفته بهمن ـشونو بگیری، ماربرو قرمز بدی بشون خدا رو بنده نیستن. بقیه!
_ بو ـشو رو تنت دوست دارم.
_ میبخشمت.
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
رویا
هرچی شیرین تر، دست نیافتنی تر.
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
حاضرم تقریبا هر چیزی بدم، یه شب داشته باشمش.
حاضرم هرچیزی بدم، سختی تموم شه.
سروته نوشت: جز خونواده م.
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
یکی به گردش آفتاب از دنیا رو میگردونه،
یکی به اسم آفتاب، به هر رنگی درمیاد.
تفاوت زیاده بین آفتاب گردون و آفتاب پرست.
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی